آمدن خاله لیلا

پنجه شنبه هفته گذشته خاله لیلا ی من به خانه ی ما آمد اول کمی تخمه خوردیم بعد هم میوه خوردیم بعد من و شوهر خاله ام با هم بازی فکری انجام دادیم و من 3 به 2 برنده شدم بعدش شوهر خاله ام رفت تا با برادرم بازی کند و برادرم چهار به هیچ از او برد بعد نوبت به خوردن نهار رسید عصری با خاله مامان و شوهر خاله به بیرون رفتیم  به بازار رفتیم بعد از دیدن بازار ما برای نماز مغرب و عشائ به چهار انبیاء قزوین رفتیم بعد هم با پای پیاده برای صرف بسنتی به خیابان پادگان آمدیم بعد از خوردن بستنی شوهر خاله من یک پفک بزرگ گرفت بعد مادرم برای شام پیتزا سفارش داد از یکی بخر دوتا ببر به خانه برگشتیم و پیتزا را خوردیم بعد از آن برای خاله ام وبلاگ ساختیم  و بعد از آن خوابیدیم و صبح فردا قبل از اینکه من بیدار شوم خاله ام با شوهرش رفت .