خاطرات سفر به امامزاده ابراهیم

روز سه شنبه هفته قبل به همراه پدر بزرگ و مادر بزگ و خانواده از شهر لاهیجان به قصد زیارت حرم ابوالفضل گیلان به طرف شفت راه افتادیم تابستان بود و گرم با اینکه صبح بعد از نماز راه افتادیم هر چه به ساعت 9 نزدیک می شدیم هوا گرم و گرمتر می شددرراه به جایی رسیدیم. آن جا زیبا و خوش آب وهوابودوصدای دلنشین اب را می شد شنید ما درآن جا استراحت کردیم و صبحانه خوردیم من بعد از صبحانه به تماشای رود زیبا پرداختم با خودم گفتم:{ آیا این رودزیبا صدای دلنشینش را به رخ کوه ودشت های دوروبر می کشد؟} بالا خره راه افتادیم طوری که 30 کیلومتر از شفت گذشتیم و از پیچ های تند با درختان بسیار بزرگ و دره های عمیق گذشتیم و از دور گنبد استیل امامزاده ابراهیم ( ع) را دیدم.

ابتدا یک اتاق چوبی گرفتیم و اثاثیه و ناهار را در آن قرار دادیم و رفتیم زیارت

بعد از زیارت پدر بزرگ و مادر بزرگ که خسته بودند خوابیدند و من و خانواده رفتیم بالای کوه تا نزدیکی چشمه  آب بسیار گوارا و البته بسیار بسیار سرد بود

تا ظهر درآن جا چرخی زدیم و محل آتش سوزی دو ماه قبل که قریب به یک پنجم خانه های زیبای آنجا سوخته بود را دیدم

ما در آن جا ازهم و از اطراف   عکس گرفتیم تا رسیدیم به دری که مردم برای حاجت گرفتن تمام آنرا سبز بسته بودند

روز قشنگی بود برای خودم خیلی دعا کردم و غروب هم برگشتیم خانه.